تو هنوز نه صحبت کردی نه با هم تفاهم کردید، فکر بیرون رفتن و اینایی.مومن بچههای اینجا که همه شون گفتند توهم زدی
نمیتونم دیگه کنار بیام. شش ماهه جلو چشمام با پسره میره و شب ده و یازده برمیگرده. از عمدم یه جوری برمیگشت که من ببینم. البته از وقتی فهمید وا دادم بیخیال شد و اتفاقا برعکس یک کاری میکنه من نبینم.
روحیاتشم به من درونگرا و بی حوصله نمیخوره.
برو صحبت کن شاید اصلا گفت کل هزینه هات با من.
هر موقع هم پول نداشتی ببریش بیرون روراست بهش بگو.
اگه دوستت داشته باشه که نون خشک هم بگیری براش میخوره. اگه پولکی هم بود که همین حالا بفهمی بهتره تا بعد از ازدواج