• سلب مسئولیت : هر مطلب صرفا بيانگر نظر و عقيده نويسنده آن است و بيانگر نظر و عقيده مسئولان و مدیران انجمن گیک کلاب و يا تفکر حاکم بر اين انجمن نيست. بديهی است مسئوليت تمامی مطالب و نوشته ها بر عهده شخص نويسنده آنهاست.

تنهایی و ازدواج

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع nima
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • Featured
مومن بچه‌های اینجا که همه شون گفتند توهم زدی
نمیتونم دیگه کنار بیام. شش ماهه جلو چشمام با پسره می‌ره و شب ده و یازده برمیگرده. از عمدم یه جوری برمیگشت که من ببینم. البته از وقتی فهمید وا دادم بی‌خیال شد و اتفاقا برعکس یک کاری می‌کنه من نبینم.
روحیاتشم به من درونگرا و بی حوصله نمیخوره.
تو هنوز نه صحبت کردی نه با هم تفاهم کردید، فکر بیرون رفتن و اینایی.
برو صحبت کن شاید اصلا گفت کل هزینه هات با من.
هر موقع هم پول نداشتی ببریش بیرون روراست بهش بگو.
اگه دوستت داشته باشه که نون خشک هم بگیری براش میخوره. اگه پولکی هم بود که همین حالا بفهمی بهتره تا بعد از ازدواج
 
مومن بچه‌های اینجا که همه شون گفتند توهم زدی
نمیتونم دیگه کنار بیام. شش ماهه جلو چشمام با پسره می‌ره و شب ده و یازده برمیگرده. از عمدم یه جوری برمیگشت که من ببینم. البته از وقتی فهمید وا دادم بی‌خیال شد و اتفاقا برعکس یک کاری می‌کنه من نبینم.
روحیاتشم به من درونگرا و بی حوصله نمیخوره.
پس این یه خائنه
بندازش بیرون
وگرنه فردا روزی به خودت میایی و میبینی که فقط زن مردم رو پروار کردی و خودت رو فقیر تر
 
آره..
در اثر کوچکترین اتصالی تو خونه یا برق گرفتی شخص ،برق رو قطع میکنه.. حتی قبل از اینکه شخص برق گرفتگی رو حس کنه..
ترجیحا برند کاوه یا دنا بگیر.. از این چینی ها نگیری
از لحاظ نظافت که گفتی درچه وضعی؟ من تا تو خونه بابام بودم خیلی تمیزکاری میکردم و انگ وسواسی هم بهم می‌زدند. الان دیگه حوصله ندارم خونه مو تمیز کاری کنم وقتشم معمولاً نمیشه
 
پس این یه خائنه
بندازش بیرون
وگرنه فردا روزی به خودت میایی و میبینی که فقط زن مردم رو پروار کردی و خودت رو فقیر تر
اصلا هنوز مطمئن نیست طرف چیکاره هست.
بره صحبت کنه تکلیفش روشن میشه
 
چی هست
باید درموردش تحقیق کنم
مگه میشه برق بگیرتت و این نذاره؟!
برق پاور کامپیوتر، وقتی داشتم تمیزش میکردم از برق نکشیدم، طوری جرقه زد که اون کاردی که دستم بود یه تیکه اش ذوب شد و پرید
اگه جعبه فیوز داخل واحد نداره حتما نصبش کن تا جایی که من اطلاع دارم فیوز های مینیاتوری فقط در صورتی بیشتر از مقدارش جریان بکشی میپره ولی محافظ جان چون منفی هم ازش میگذره اگه برگشتی نبینه فیوز رو میپرونه.
مومن بچه‌های اینجا که همه شون گفتند توهم زدی
نمیتونم دیگه کنار بیام. شش ماهه جلو چشمام با پسره می‌ره و شب ده و یازده برمیگرده. از عمدم یه جوری برمیگشت که من ببینم. البته از وقتی فهمید وا دادم بی‌خیال شد و اتفاقا برعکس یک کاری می‌کنه من نبینم.
روحیاتشم به من درونگرا و بی حوصله نمیخوره.
یه چیز کلی هست که من خودم همیشه میگم یا یه کاری رو میکنی حتی اگه آخرش ریده بشه توش حداقل یه عمر نمیگی اگه میکردم خیلی خوب میشد و تو دلم نمیمونه و حسرتش رو نمیخورم که چرا جرئتش رو نداشتم یا به کل میذارمش کنار و به خودم میگم با منطق و احساسات من هم سو نبود و به کل فراموشش میکنم.
 
تو هنوز نه صحبت کردی نه با هم تفاهم کردید، فکر بیرون رفتن و اینایی.
برو صحبت کن شاید اصلا گفت کل هزینه هات با من.
هر موقع هم پول نداشتی ببریش بیرون روراست بهش بگو.
اگه دوستت داشته باشه که نون خشک هم بگیری براش میخوره. اگه پولکی هم بود که همین حالا بفهمی بهتره تا بعد از ازدواج
فقط آبرومو میبرم. بعدشم گفتم که اون اهل بیرون رفتن و تفریحه، من برعکس. نمی‌خوریم به هم.
راستی اون خواهره که گفتم اومد سمتم معلوم شد می‌خواسته بگه ما ازت بدمون نمیاد و بیا جلو (چون اینا وقتی به دختره کم محلی کردم، بدجوری باهام دشمن شدند، باباش و مامانش و خواهرش) بعد کم کم یکمی بهتر شدند باهام بعد یکی دو سال
درست حدس زدم ولی اینا می‌گفتند توهم زدی.
نقشه شون این بوده که دختره دیگه به من نه آمار بده و نه محل بذاره و برعکس (اون نگاه تحقیرآمیز هم به خاطر همین بود) بعد دیدند وضعم خیلی خرابه که واقعا خراب بود و مریض شده بودم. خواهره این کارو کرد و بعدشم دیدند آبی از من گرم نمیشه خودش اومد وسط که من واقعاً بی شعوری کردم. ولی فایده نداره مطمئنم. دردسر میشه. اصلا همین که با طرفه و به من چراغ سبز میده خودش سیگنال منفیه. اعتمادمو بهش از دست دادم.
 
فقط آبرومو میبرم. بعدشم گفتم که اون اهل بیرون رفتن و تفریحه، من برعکس. نمی‌خوریم به هم.
راستی اون خواهره که گفتم اومد سمتم معلوم شد می‌خواسته بگه ما ازت بدمون نمیاد و بیا جلو (چون اینا وقتی به دختره کم محلی کردم، بدجوری باهام دشمن شدند، باباش و مامانش و خواهرش) بعد کم کم یکمی بهتر شدند باهام بعد یکی دو سال
درست حدس زدم ولی اینا می‌گفتند توهم زدی.
نقشه شون این بوده که دختره دیگه به من نه آمار بده و نه محل بذاره و برعکس (اون نگاه تحقیرآمیز هم به خاطر همین بود) بعد دیدند وضعم خیلی خرابه که واقعا خراب بود و مریض شده بودم. خواهره این کارو کرد و بعدشم دیدند آبی از من گرم نمیشه خودش اومد وسط که من واقعاً بی شعوری کردم. ولی فایده نداره مطمئنم. دردسر میشه. اصلا همین که با طرفه و به من چراغ سبز میده خودش سیگنال منفیه.
از همون پرشین تولز یادمه توی خیال بافی بودی و هنوزم هستی....بابا چیزی نمیشه یه حرکتی بزن نشد هم فدای سرت چقدر سناریو میسازی...اصلا چه اهمیتی داره که چی میشه....هرچی شد برو جلو
 
فقط آبرومو میبرم. بعدشم گفتم که اون اهل بیرون رفتن و تفریحه، من برعکس. نمی‌خوریم به هم.
راستی اون خواهره که گفتم اومد سمتم معلوم شد می‌خواسته بگه ما ازت بدمون نمیاد و بیا جلو (چون اینا وقتی به دختره کم محلی کردم، بدجوری باهام دشمن شدند، باباش و مامانش و خواهرش) بعد کم کم یکمی بهتر شدند باهام بعد یکی دو سال
درست حدس زدم ولی اینا می‌گفتند توهم زدی.
نقشه شون این بوده که دختره دیگه به من نه آمار بده و نه محل بذاره و برعکس (اون نگاه تحقیرآمیز هم به خاطر همین بود) بعد دیدند وضعم خیلی خرابه که واقعا خراب بود و مریض شده بودم. خواهره این کارو کرد و بعدشم دیدند آبی از من گرم نمیشه خودش اومد وسط که من واقعاً بی شعوری کردم. ولی فایده نداره مطمئنم. دردسر میشه. اصلا همین که با طرفه و به من چراغ سبز میده خودش سیگنال منفیه. اعتمادمو بهش از دست دادم.
اتفاقا اگه فکرات و گفته هات درست باشه، الان آبروت رو میبری.
اون خانواده از همه راه هایی که خودت میگی ورود کردن. ولی الان میگن چقدر دبوی بی بخاره.
 
آره اینوری هم آبروم رفت. نباید میذاشتم بفهمه وا دادم.
 
از لحاظ نظافت که گفتی درچه وضعی؟ من تا تو خونه بابام بودم خیلی تمیزکاری میکردم و انگ وسواسی هم بهم می‌زدند. الان دیگه حوصله ندارم خونه مو تمیز کاری کنم وقتشم معمولاً نمیشه
متوسط..
ولی همین متوسط نسبت به زمان با خانواده زندگی کردن خیلی خیلی سنگین تره..
از یکی دو روز دیگه میخوام بیارمش رو ایده آل..
بحث یه روز دو روز نیست.. زندگی شخصیه دیگه..
فردا هم یه زید با شخصیت خواستی بیاری خونه ، مهمه که سرت بالا باشه..
 
آخرین ویرایش:
ادامه تاپیک دبوی رو تو تا‌پیک نیما شاهد هستیم...
 
آهنگ تریاک...
آهنگ سیخ و سنگ
برای بچه های کانال
 
یه بخش زوبر زده و تاپیک فیلم شوپر بزنید
مشکل ازدواج جوانان حل شود
کسانی که عکس و فیلم کم حجم دارند آپلود نمایند
 
آخرین ویرایش:
منم باز امشب این دختره رو دیدم. طبق معمول از بیرون داشت برمیگشت. ایندفعه یکی دیگه هم باهاش بود که دختر خاله ای کسیشه.
برگشت نگاهم کرد ولی این دفعه عصبانی بود فکر کنم. حقم داره بدجوری چند روز پیش ضایعش کردم. آمار عجیبی داد. ولی من پاشدم رفتم. خب دیگه همه چی خراب شده. حالم گرفته شد باز.

اما چیزیایی که چند روزه دارم بهش فکر میکنم اینه که چطوریه با یکیه ولی منتظر منه. بدبخت پسره! نمی‌دونم شاید جدی نیست رابطه شون.
از طرفی منی که حوصله خودمم ندارم، وقتی میفهمید نمیتونم هر شب ببرمش بیرون تفریح چی کار میکرد؟ ولم میکرد و بعداً صد برابر بدتر با کلی خاطره جلو چشمام می‌رفت با یکی دیگه؟ بعد سه سال تازه ابعادی از روحیات و اخلاق شو شناختم.
نتیجه اینکه خیلی سخته یکی رو بتونی پیدا کنی که در کنارش آرامش داشته باشی. خیلی باید خرشانس باشی. خدا بهمون رحم کنه.
طرف صبح تا شب بغل یکی دیگه میخوابه بعد تو به فکر اینی که دلش با توئه؟گیریم که باشه حاظری با همچین شخصیتی ازدواج کنی؟از کجا معلوم اومد باهات اوکی کرد ولی بعدش یکی مشابه تو رو پیدا نکرد و با اونم برنامه نکرد؟شاید بگی تو فرق میکنی براش ولی طرف یه کاری رو یه بار کرده(معلومم نیست یه بار باشه شاید ۱۰ بار بوده باشه)مطمئن باش دوباره میتونه انجامش بده چون طبیعتش اینه
مگر اینکه تفاوت داشته باشی با اون پسر مثلا اون ترنس باشه تو مرد
چون غیر این باشه نه برتری داری نسبت بهش و نه کم و کاستی داری نسبت بهش!و تو نشستی رو نیمکت ذخیره‌ای که دست بر قضا چند نفر دیگه هم کنارت نشستن:)
 
آخرین ویرایش:
یه بخش زوبر زده و تاپیک فیلم شوپر بزنید
مشکل ازدواج جوانان حل شود
کسانی که عکس و فیلم کم حجم دارند آپلود نمایند
باید آذوقه فراهم میکردیم بزرگترین اشتباه این بود که ذخیره نداشتیم.
 
یه روزی به این نتیجه میرسی که کاااش به حرف بچه های اینجا گوش داده بودم و میرفتم صحبت میکردم. هیچ وقت خودتو نمیبخشی و تا آخر عمر حسرتشو میخوری
صحبت میکنند هر روز با هم
با چشم البته
 

عقب
بالا